متحمل زحماتي شد. او را ميتوان بنيانگذار منطق ناميد، و انتظام دادن آن در ارغنون1 چنان استادانه بود كه هنوز بر آموزش امروزي مستولي است.
او با پژوهش جنبهٴ بنيادي و فلسفي هندسه آن را تحت نظم درآورد مخصوصاً با ارائهٴ تعاريف تازه يا بهتر و با بحث خويش دربارهٴ مفاهيم پيوستگي2 و بينهايت3.
او نظام افلاك متحدالمركزي اودوكسوس و كاليپوس را با به كار بردن مجموعهاي از 55 فلك براي توضيح همهٴ حركات سماوي كامل كرد. كوشش او قديمترين اقدام براي تعيين اندازهٴ زمين است. او به چهار عنصر، عنصر پنجمي به نام اثير4 اضافه كرد كه حركت طبيعي آن دايرهاي بود.
اجرام سماوي از اثير ساخته شده و كامل و فسادناپذير است. اين نظريه تا 1610 دوام يافت (كشف لكههاي خورشيد به وسيلهٴ گاليله و غيره).
اگر نوشتههاي مكانيكي ارسطو اصيل باشند، او در اين موضوع تفكرات عميقي كرده بود، ولي اين كه او اساساً محق بوده (دوئم5) يا اساساً بر خطا (ماخ6)، بسته به تفسير شخص از افكار اوست. او قانون اهرم را كشف كرد. انتشار صوت در نتيجهٴ نوسان هواست. نخستين پژوهش نظاممند و نخستين رساله در علم كاينات جو، و نيز نخستين رساله دربارهٴ شيمي از اوست.
ارسطو پژوهشهاي گياهشناسي، جانورشناسي و كالبدشناسي فراواني انجام داد. او مسايل بنيادي زيستشناسي چون جنسيت، وراثت، تغذيه، نمو، و سازگاري را به روشني شناخت، و نظريهٴ فرگشت (تكامل) و طبقهبندي علمي حيوانات را به پيش كشيد. نظريههاي توالد و وراثت را مطرح كرد. او را ميتوان بنيانگذار كالبدشناسي تطبيقي ناميد (از قبيل مطالعهٴ تطبيقي رحم)؛ بسياري از توضيحات كالبدشناختي او قابل تحسين است (از قبيل تكثير سگماهيان، مخصوصاً رشد جفتي سگماهي؛7 رشد جنيني جوجه؛ شكم نشخواركنندگان، و غيره).
من در اين مقدمه بيشتر بر روي پيشدستي در شناخت حقيقت تأكيد ميكنم تا اشتباهات؛ هرچند، برخي اشتباهات ارسطو، به خاطر تأثير درازمدتشان بينهايت مهم است. بدين ترتيب، نفي جنسيت در گياهان از طرف او (او تكثير گياهان را شبيه تغذيه و نمو دانست) علت اصلي تأخير زياد كشف آن بود (كامراريوس8، 1694). عليرغم نظرات بقراطي قديمتر، او قلب را محل هوش پنداشت، و وظيفهٴ مغز را فقط اين دانست كه با دفع بلغم قلب را خنك سازد و از گرم شدن زيادي آن جلوگيري كند. او دريافت كه دستگاه شرياني المثنايِ دستگاه وريدي است، ولي در تفاوت واقعي ميان شريانها و وريدها دچار اشتباه شد. او بر اين باور بود كه شريانها، به جز